X
تبلیغات
زولا

از سری نوشته های سر در گم

یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 ساعت 19:43

"بینایی" رو خوندم و بیش از پیش عاشق ساراماگو شدم.

***

واقعیتش اینه که از محیط بیمارستان متنفرم.

***

فکر حجم بی حوصلگی تابستون دیوونه م می کنه.

***

هوای بهار دیوونه ست، داشتیم تو ظل گرما می مردیم، دو دقیقه بعد بارون اومد بعد باز آفتاب شد و این سیر ادامه داشت.

روزی هم که داشتم از خونه برمی گشتم از شدت تگرگ ترسیده بودم و یه کیلومتر بعد نه تنها یه قطره بارون رو زمین نبود که شاهد گرمای مردادی هم بودیم:)

نظرات (1)
پنج‌شنبه 27 اردیبهشت 1397 ساعت 14:08
این همه سرگرمی هست برا لذت بردن از تابستون
`` فیلم ببین .. با دوستات برو بیرون .. مسافرت برین .. بازی کن با گوشی .. واسه بنیامین یه طراحی قشنگ بکش .. بخند :)

ببین خیلی چیزا هست
امتیاز: 0 0
پاسخ:

بازم کمه
و اینکه خواب از قلم افتاد:)))
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.